...انــــــتــــــظــــــــار...
این روزها همه چیز سرد است
از هوا گرفته تا دوستی ها
همه چیز بی بخار است...
نوشته شده در جمعه 91/8/26ساعت
3:14 عصر توسط Sanaz Aghaie نظرات ( یک ) |
کاش حواست را می دادی به من
تا همیشه پیش من باشد...
نوشته شده در جمعه 91/8/26ساعت
3:11 عصر توسط Sanaz Aghaie نظرات ( بدون ) |
چرا سردم چرا بی حس و حالم؟
چرا هیچکسی رو دوس ندارم؟
خدایا با توام دلم گرفته!
بذار تا سر رو شونه هات بذارم...
نوشته شده در جمعه 91/8/26ساعت
3:5 عصر توسط Sanaz Aghaie نظرات ( بدون ) |
ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین
آسمانی می شوم
وقتی نگاهت می کنم...
مادر
نوشته شده در دوشنبه 91/8/15ساعت
9:7 عصر توسط Sanaz Aghaie نظرات ( بدون ) |
مثل شب
مثل گل توی گلدون
مثل تصویر ماه توی بارون
مثل لحظه بارون و پاییز
مثل لحظه خواب ستاره
تورو دوست دارم
خداااااااااااااااااااااااااااااا
نوشته شده در دوشنبه 91/8/15ساعت
9:3 عصر توسط Sanaz Aghaie نظرات ( بدون ) |
وقتی شب از کوچه رد شد
حکم خنده تا ابد شد
وقتی گل صدتا سبد شد
وقتی سایه نقطه چین شد
روزگار بهتر از این شد
یاد من باش..
هر جا راه بسته دیدی
آیینه شکسته دیدی
یاد من باش
یاد من باش...
نوشته شده در دوشنبه 91/8/15ساعت
8:56 عصر توسط Sanaz Aghaie نظرات ( بدون ) |
زمان به صفر میرسه
زمین سقوط میکنه
دنیا سکوت میکنه
شب ها که بغض میکنی..
نوشته شده در دوشنبه 91/8/15ساعت
8:49 عصر توسط Sanaz Aghaie نظرات ( بدون ) |
Design By : Pichak |